تبليغاتX
طپش

طپش

بوسه


در دو چشمش گناه می خنديد

بر رخش نور ماه می خنديد

در گذرگاه آن لبان خموش

شعله ئی بی پناه می خنديد


شرمناك و پر از نيازی گنگ

با نگاهی كه رنگ مستی داشت

در دو چشمش نگاه كردم و گفت:

بايد از عشق حاصلی برداشت


سايه ئی روی سايه ئی خم شد

در نهانگاه رازپرور شب

نفسی روی گونه ئی لغزيد

بوسه ئی شعله زد ميان دو لب


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد, بوسه

خداوند عادل است ...




مجنون را با عقل میانه ای نیست…
عشق همواره فراتر از عدل و عقل می نشیند،
و اصلا عشاق می گویند که این جنون، عین عدل و عقل است…
عاقلان می گویند: خداوند عادل است…
عاشقان می گویند : عدل آن است که معشوق می کند…
عاقلان چون گرفتار بلا شوند، گویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد…
اما عاشقان، عاشق بلایند…


برچسب‌ها: خداوند عادل است

حکایتی ناتمام ...

حکایتی علی حکایتی ناتمام است ...

کاش کمی اهل عمل بودیم بخوانیم و فراموش نکنیم شیعه یعنی چه ؟

گزیده ای از ترجمه فرمانى كه از جانب امير- المؤمنين (ع) هنگام انتصاب محمد بن ابى بكر بفرماندارى مصر

الا اى محمد ما پيروان صميم و ثابت قدم حضرت محمد بن عبد اللّه (ص) پيشواى محبوب اسلام و علمدار مساوات و آزادى بشريم . بنا بر اين سزاوار اينست كه پيش از همه چيز اصول مقدّس مساوات را نصب العين قرار دهيم . مصريان ، چه سياه و چه سفيد، چه توانگر و چه تهيدست ، همه با هم برادر و برابرند.

چنين است ، اسلام زشت و زيبا نمى شناسد و بطبقات موهوم اشراف احترام نمى گذارد.

ما مسلمانان ناگزيريم كه بهر چه غير از آزادى و مساوات است ، پشت پا زنيم و همگان را با همه ، همسر و هموزن دانيم .

آن چنان ميان مردم عدل و داد كن كه اشراف چشم طمع بر نفوذ حكومت ندوزند و تيره بختان از دستگيرى اولياى مملكت نوميد نگردند.

الا اى حكومتها چه غفلت زده و آسوده نشسته ايد خداوند بيمانند را چشمانى بيدار است كه بر بارگاههاى سلطنت و كاخهاى حكومت همواره مراقبت مى نمايد.

اى محمد از مردم رياكار و دو دل سخت بپرهيز و فراموش مكن كه اين طايفه نانجيب از همه طبقات توده بويرانى اصول مملكت قويتر و خيره ترند.
شما كودك بوديد كه پيغمبر نازنين چنين فرمود:
((من در آن هنگام كه از جهان مى روم ، بر امت خويش از هيچكس نگران نيستم ، مگر از مردم منافق كه دو دل و دو زبانند، دو گويند و دو كنند و هرگز مورد اعتماد و وثيقه اطمينان نباشند)).


برچسب‌ها: امام علی

نامه ای به یک روسپی !

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است

مگر هردو از یک تن نیست؟ 

بفروش ! تنت را حراج کنمن در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب می زنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر می فروشی از تن می فروشی نه از دین.

 فریدون فرخزاد


من و تو

من و تــــــــو  برای رسیدن به هم  هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه ...!!!




برایت آسمانی خواهم کشید

پر از ستاره های همیشه نورانی

تو در کنار من روی ابرها

من غرق آنهمه مهربانی




وقتی تو نیستی ،

نگاهم حوصله نمی کند

پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !


چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد…..

بغضــم نگیــرد…..
ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست !

نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم...

اما

ایـــــــــــــن روزها...

به لطـــــــــــفِ تــــــــــو...

انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!




مينويسم دوستت دارم و

قايمش ميکنم

تو به درد زندگی نميخوری

تو را بايد نوشت و گذاشت

وسط همان شعرها و قصه هايی

که ازشان آمده ای...



دلت طفل بود...

قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی

عظمت عاشقانه هایم را...


Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


من همیشه در حال آموختن هستم گوش می کنم و می بینم و با هر طپش قلبم خود را به خدا نزدیکتر می بینم. خدا مونس تنهایی های من است. آن روزی که خدا از من روی برگرداند روز مرگ من است.